تحولات منطقه

بازیکنان خارجی در لیگ برتر ایران، دیگر نه یک «مزیت فنی» بلکه به یک «چالش مالی و حقوقی» تبدیل شده‌اند؛ چالشی که از قراردادهای چند میلیون دلاری آغاز می‌شود و حالا با تعویق لیگ و تضاد با قوانین بین‌المللی، به مرز بحران رسیده است.

فوتبال با دلارهای سوخته /  از قراردادهای نجومی تا فرار خارجی‌ها
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

فوتبال ایران سال‌ هاست درگیر یک چرخه تکراری و پرهزینه است؛ جذب بازیکنان خارجی با ارقام نجومی، عملکردی کمتر از انتظار و در نهایت جدایی‌های پرحاشیه و پرونده‌های حقوقی. اما این‌بار، ماجرا فراتر از یک ناکامی فنی است؛ ترکیب «مدیریت ناپایدار»، «تحریم‌های اقتصادی»،«جنگ» و «تصمیمات متناقض» شرایطی را ایجاد کرده که می‌توان آن را یک بحران تمام‌عیار نامید.

استقلال و قراردادهای میلیون یورویی

برای درک عمق بحران، کافی است به قراردادهای برخی بازیکنان خارجی استقلال نگاه کنیم. اعدادی که نه ‌تنها با واقعیت اقتصادی فوتبال ایران همخوانی ندارد، بلکه حتی در مقیاس منطقه‌ ای نیز قابل تأمل است.

برای مثال، منیر الحدادی با دستمزدی حدود ۱.۵ میلیون یورو جذب شده؛ بازیکنی که سابقه حضور در لالیگا را دارد ،اما در ایران، نه یک فوق‌ ستاره بلکه یک مهره معمولی تلقی می‌شود. از سوی دیگر، موسی جنپو با قراردادی نزدیک به ۲ میلیون یورو به استقلال پیوسته؛ رقمی که برای باشگاهی با محدودیت‌های مالی و پنجره بسته نقل‌ وانتقالات به‌ شدت سنگین است.

این اعداد تنها به دستمزد محدود نمی‌شود. هزینه رضایت‌ نامه‌ها، کمیسیون ایجنت‌ها و انتقال پول در شرایط تحریم، عملاً بار مالی این قراردادها را چند برابر می‌کند. در واقع، باشگاه‌ها نه‌ تنها دستمزد می‌پردازند، بلکه هزینه «دور زدن تحریم‌ها» را هم متحمل می‌شوند.

پروژه شکست‌خورده خارجی‌ها در پرسپولیس

در پرسپولیس، داستان به شکل دیگری تکرار شده است. باشگاهی که با صرف هزینه‌های قابل توجه برای جذب بازیکنان خارجی، انتظار داشت کیفیت فنی تیم را ارتقا دهد، حالا با واقعیتی متفاوت مواجه شده است.

از میان خارجی‌های این تیم، تنها یکی دو بازیکن مانند اوستون اورونوف و ایگور سرگیف توانسته‌اند عملکرد قابل قبولی ارائه دهند. در مقابل، بازیکنانی مانند مارکو باکیچ، دنیل گرا و تیوی بیفوما نتوانستند انتظارات را برآورده کنند و حالا در آستانه جدایی قرار دارند.

این یعنی دلارهایی که می‌توانست صرف توسعه زیرساخت یا پرورش استعدادهای داخلی شود، عملاً به بازیکنانی اختصاص یافته که حتی جایگاه ثابتی در ترکیب ندارند.

امیر حاج‌رضایی کارشناس فوتبال در این باره می‌گوید: ما در شرایطی هستیم که انتقال پول هم هزینه دارد، اما مدیران بدون توجه به این واقعیت‌ها قراردادهای دلاری می‌بندند. این یعنی تصمیم‌ گیری بدون درک اقتصاد فوتبال.

سؤال اساسی اینجاست براساس کدام منطق اقتصادی، باشگاهی با پنجره بسته و منابع محدود، تعهدات چند میلیون یورویی ایجاد می‌کند؟

تعویق لیگ؛ جرقه بحران بزرگ‌تر

تعویق مسابقات لیگ برتر، حالا این مشکلات را تشدید کرده است. تیم‌هایی مانند چادرملو، تراکتور و گل‌گهر با تعداد زیادی بازیکن خارجی مواجه‌ اند که قراردادشان در پایان فصل به اتمام می‌رسد.

در صورت عدم تمدید، این تیم‌ها با بحران کمبود بازیکن مواجه خواهند شد. از سوی دیگر، اگر بازیکنان تصمیم به جدایی بگیرند، باشگاه‌ها عملاً ابزار قانونی قدرتمندی برای جلوگیری از این اتفاق ندارند.

پول‌هایی که به سختی پرداخت می‌شوند

درشرایط تحریم وجنگ پرداخت دستمزد بازیکنان خارجی به یک معضل پیچیده تبدیل شده است. باشگاه‌ها ناچارند از صرافی‌ها، واسطه‌ها یا حساب‌های غیرمستقیم استفاده کنند؛ فرآیندی که هم زمان‌ بر است و هم پرهزینه.

این تأخیرها و پیچیدگی‌ها، یکی از دلایل اصلی نارضایتی بازیکنان خارجی است؛ نارضایتی‌ای که در بسیاری از موارد به شکایت در فیفا و جریمه‌های سنگین منجر شده است.

مجید جلالی کارشناس فوتبال در این خصوص تأکید می‌کند: وقتی نمی‌توانیم به‌ موقع پول بازیکن را بدهیم، نباید اصلاً چنین قراردادهایی ببندیم. این یک اصل ساده در مدیریت است.

تضاد تقویمی؛ تصمیمی خلاف منطق بین‌المللی

در این بین تصمیم سازمان لیگ برای ادامه مسابقات پس از جام جهانی به یکی از بحث‌ برانگیزترین موضوعات این روزهای فوتبال ایران تبدیل شده است. براساس این تصمیم، قرارداد بازیکنان تا پایان فصل داخلی معتبر است، حتی اگر این زمان با تقویم نقل‌ وانتقالات جهانی همخوانی نداشته باشد.

اما از منظر حقوقی، این تصمیم با قوانین فیفا همخوانی ندارد؛ در فوتبال حرفه‌ای، قراردادها براساس تقویم بین‌المللی تعریف می‌شوند، نه براساس تصمیمات داخلی. این تضاد، عملاً راه را برای فسخ قرارداد یا جدایی بازیکنان باز می‌کند.

محمدرضا ساکت مدیر ورزشی و کارشناس حقوق فوتبال در این باره می‌گوید: نمی‌توان با بخشنامه داخلی، قوانین بین‌المللی را تغییر داد. اگر بازیکنی به فیفا مراجعه کند، احتمال زیادی وجود دارد که رأی به نفع او صادر شود.

این یعنی باشگاه‌ها در موقعیتی قرار گرفته‌اند که هم باید به تعهدات داخلی پایبند باشند و هم نگران تبعات بین‌المللی آن.

نقش دلال‌ها؛ حلقه پنهان اما تعیین‌کننده

یکی از موضوعاتی که کمتر به ‌صورت رسمی درباره آن صحبت می‌شود، نقش ایجنت‌ها و دلال‌ها در انتقال بازیکنان خارجی است. بسیاری از کارشناسان معتقدند که این واسطه‌ها، نقش مهمی در افزایش هزینه‌ها و انتخاب‌های نادرست دارند؛ بازیکنانی که با تبلیغات زیاد وارد ایران می‌شوند، اما پس از چند بازی عملکرد ضعیفی دارند و خیلی زود «ساز جدایی» می‌زنند، نمونه‌ ای از این چرخه معیوب هستند.

آینده‌ای که هشدار می‌دهد

آنچه امروز در فوتبال ایران رخ می‌دهد، نتیجه سال‌ها تصمیم‌گیری کوتاه‌مدت و غیرحرفه‌ای است. جذب بازیکنان خارجی بدون برنامه، پرداخت‌های غیرشفاف، و نادیده گرفتن قوانین بین‌المللی، اکنون به نقطه‌ ای رسیده که ادامه آن می‌تواند به بحران‌های بزرگ‌تری منجر شود موضوعی که مهدی تاج رئیس فدراسیون فوتبال پیش‌تر هشدار داده بود که باشگاه‌ها باید در قراردادهای خارجی دقت بیشتری داشته باشند، چون تبعات آن می‌تواند کل فوتبال کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

دلارهایی که به گل تبدیل نشدند

فوتبال ایران امروز با یک واقعیت تلخ روبه‌ رواست؛ میلیون‌ها دلار هزینه شده، اما خروجی آن نه موفقیت بین‌المللی بوده و نه حتی رضایت داخلی.

بازیکنان خارجی، که قرار بود سطح لیگ را بالا ببرند، حالا خود به یک بحران تبدیل شده‌اند؛ بحرانی که از زمین بازی فراتر رفته و به اقتصاد، مدیریت و اعتبار فوتبال ایران گره خورده است.

اگر این چرخه اصلاح نشود، آینده فوتبال ایران چیزی جز تکرار همین داستان نخواهد بود؛ دلارهایی که خرج می‌شوند، اما هرگز به گل تبدیل نمی‌شوند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha